معنی عطشان

معنی عطشان

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ مص) تشنه. (منتهی الارب) (برهان) (دهار) (غیاث اللغات). دارای عطش، و مؤنث آن عَطشی ََ و عطشانة آید. (از اقرب الموارد). ج، عِطاش و عَطشی ََ. عَطاشی ََ. عُطاشی ََ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و اصل آن را عطشاء دانسته اند. رجوع به عطشاء شود: به طمع جاه به نزدیک او نهادم روی چنانکه روی به آب روان نهد عطشان. فرخی. خوان پیش تو است لیکن از جهل تو گرسنه ای بر او و عطشان.ناصرخسرو. گر مرا چشمه ایست هر چشمی لب خشکم چرا چو عطشانیست. مسعودسعد. جز تشنگی خنجر خونخوار تو گیتی همکاسه کجا دید فنای عطشان را. انوری (از آنندراج). سالکان را که چو دریا همه سرمستانند چون صدف غرفهٔ عطشان به خراسان یابم. خاقانی. نان تو چو قطرهٔ ربیع است و احرار صدف مثال عطشان.خاقانی. جمله در غرقاب اشک و کرده هم سیراب از اشک خاک غرقاب مصحف را که عطشان دیده اند. خاقانی. امیدم هست اگر عطشان نمیرد که بازآید به جوی رفته آبی.سعدی. - عطشان نطشان؛ از اتباع است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بسیار تشنه. (ناظم الاطباء). || آزمند چیزی. (منتهی الارب). مشتاق. (اقرب الموارد). || تشنگی. (غیاث اللغات). || (اِخ) نام شمشیر عبدالمطلب بن هاشم است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ عَ طَ ] (اِ) نوعی از خار است که آن را به تازی خس الکلب خوانند. (برهان). نباتی است که به یونانی دیناقوس گویند. (اختیارات بدیعی). نباتی است که آن را به یونانی دیناقوس نامند و به عربی خس الکلب و طرسک نامند. (مخزن الادویه). دیفساقوس. (ابن البیطار). رجوع به دیفساقوس شود.

کلمات هم‌قافیه با «عطشان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید