معنی عطرگردان
6 بازدید
[ عِ گَ ] (نف مرکب) گردانندهٔ عطر. آنکه یا آنچه عطر را بگرداند. آنچه عطر را در پراکند. که خوشبوی را به هر سوی برد و نشر دهد: شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم. حافظ.
کلمات همقافیه با «عطرگردان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر