معنی عطرپرور
7 بازدید
[ عِ پَ رْ وَ ] (نف مرکب) عطرپرورنده : بخندان از لب آن غنچه باغم وزان گل عطرپرور کن دماغم. جامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عطرپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر