معنی عطرپاش
7 بازدید
[ عِ ] (نف مرکب) عطرپاشنده. آنکه یا آنچه عطر پاشد. عطربیز. (فرهنگ فارسی معین). عطرافشان. || (اِ مرکب) ظرفی غالباً بلورین، دارای دهانه ای منحنی که در آن گویی لاستیکی میان تهی تعبیه کرده اند، و چون گوی را بفشارند فشار هوا قطرات عطر را از دهانه براند و پاشان سازد. (از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عطرپاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر