معنی واژه عطبل
6 بازدید
[ عُ بُ ] (ع ص) زن جوان خوب صورت تمام خلقت نیکواندام پرگوشت درازگردن. (منتهی الارب). زن جوان زیبای پرگوشت گردن دراز. (از اقرب الموارد). ج، عَطابل، عَطابیل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). عُطبول. عُطبولة. عَیطَبول. رجوع به عطبول و عطبولة و عیطِبول شود.