معنی عطاده
7 بازدید
[ عَ دِهْ ] (نف مرکب) عطادهنده. بخشندهٔ عطا: از عطای کف عطاده تو یک جهان شاکرند و تو مشکور.سوزنی. بجای کف سخاگستر و عطاده او سحاب سفله بود کان بخیل و بحر لئیم. سوزنی. پیش کف عطاده تو محیط همچو پیش محیط جوی رود.سوزنی.
کلمات همقافیه با «عطاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر