معنی عط

معنی عط

6 بازدید
[ عَ طط ] (ع مص) به درازا شکافتن جامه را بی جدا کردن، یا عام است. (از منتهی الارب). بریدن به درازا. (تاج المصادر بیهقی). به درازا شکافتن جامه را بدون از هم جدا کردن. (ناظم الاطباء): عطّ الثوب؛ جامه را از درازا یا پهنا شکافتن بی آنکه از هم جدا شود. (از اقرب الموارد). و آیهٔ ۲۸ سوره یوسف چنین نیز خوانده شده است: فلما رأی قمیصه عُطَّ من دُبر... (از منتهی الارب). || بر زمین افکندن کسی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || چیره شدن بر کسی. (از منتهی الارب). غلبه کردن بر کسی در گفتار و در کردار، و گویند عَتّ غلبه کردن در گفتار است و عط، غلبه کردن در کردار. (ازاقرب الموارد). || به تازیانه زدن. || بازداشتن. || گرم شدن روز. (تاج المصادر بیهقی). || گران شدن نرخ. (المصادر زوزنی).

کلمات هم‌قافیه با «عط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید