معنی عضوض

معنی عضوض

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) چیزی که گزیده شود و خوردنی، از آن جمله است: ماعندنا عضوض. (از منتهی الارب). آنچه گاز گرفته شود و خورده شود. (از اقرب الموارد). || گزنده. (منتهی الارب). بسیارگزنده. (از اقرب الموارد). || فرس عضوض؛ اسب گزنده. (منتهی الارب) (دهار). از آن جمله است حدیث ابوبکر، و سترون بعدی ملکا عضوضا؛ یعنی پس از من پادشاهی خواهید دید که بر شما سخت می گیرد و شما را نحیف می کند. (از منتهی الارب). || کمان که زهش به قبضه چسبیده باشد. (منتهی الارب). قوس که وتر آن به کبدش ملتصق باشد. (از اقرب الموارد). || زن تنگ شرم. (از منتهی الارب). || بلا و زیرک. (منتهی الارب). داهیة. (اقرب الموارد). || زمانهٔ سخت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ملک ظلم و ستم رسیده. (منتهی الارب). مُلک عضوض؛ سرزمین که در آن سختی و جبر و ظلم باشد. (از اقرب الموارد). || مَلِک و شاهی که ستم و ظلم در او باشد. (از اقرب الموارد). || چاه دورتک تنگ سر، یا چاه بسیارآب. (منتهی الارب). چاه تنگ که انتهای آن دور باشد و بوسیلهٔ ساقیة و دلو از آن آب کشند، و گویند چاه بسیارآب. (از اقرب الموارد). ج، عُضُض و عِضاض. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ عُ ] (ع اِ) جِ عِضّ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عِض شود.

کلمات هم‌قافیه با «عضوض»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وض» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید