معنی عضوب
7 بازدید
[ عُ ] (ع مص) چرب زبان گردیدن. (از منتهی الارب). عضب شدن. (از اقرب الموارد). و رجوع به عضب شود. || تیز گشتن شمشیر. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عضوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر