معنی عضنک
7 بازدید
[ عَ ضَ نْ نَ ] (ع ص) سطبر درشت. (منتهی الارب). غلیظ و شدید. (اقرب الموارد). || شرم زن بزرگ پرگوشت. (از منتهی الارب). || زن لفاء و بزرگ ران که به فربهی و بزرگی وی ملتقای ران او تنگ باشد. (منتهی الارب). || زن کلان فرج بزرگ سرین. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عضنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر