معنی عضرط
8 بازدید
[ عَ رَ / عِ رِ ] (ع اِ) میان دو خصیه و دبر. || حلقهٔ دبر. || سرین، یا استخوان برآمدهٔ بالای دبر. || خط که از ذکر تا دبر است. فلان أهلب العضرط؛ بر عضرط او موی بسیار است. (از منتهی الارب).[ عُ رُ ] (ع ص) نوکر که فقط با طعام شکم خدمت کند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مزدور. (منتهی الارب). اجیر. (اقرب الموارد). || ناکس. (منتهی الارب). لئیم. (اقرب الموارد). عُضارط و رجوع به عضارط شود. ج، عَضارط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد)، عَضاریط، عَضارِطَة. (منتهی الارب). || خادم و به دنبال کسی دونده. ج، عَضاریط. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عضرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر