معنی عضة
7 بازدید
[ عَ ضْ ضَ ] (ع اِ) گزیدگی. (ناظم الاطباء). یک بار گزیدن و گاز گرفتن.[ عِ ضَ ] (ع اِ) دروغ. (منتهی الارب) (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی). کذب. (از اقرب الموارد). || بهتان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || افسون. (منتهی الارب). سحر. (اقرب الموارد). || سخن چینی. (منتهی الارب). ج عِضون. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و از آن جمله است گفتهٔ خداوند: {/Bاَلَّذِینَ جَعَلُوا اَلْقُرْآنَ عِضِینَ .۱-۴۱۵:۹۱/} (قرآن ۱۵/۹۱)؛کسانی که قرآن را بهتان و دروغ و افسون گردانیدند. حرف محذوف آن را می توان واو دانست از عضوته یعنی آن را متفرق کردم و جدا کردم، و سببش این است که مشرکان گفتار خود را که در مورد قرآن پراکنده کردند و آن را دروغ و سحر و کهانت و شعر فرض کردند، و نیز می توان محذوف آن را هاء قرار داد و اصل آن را عضهة فرض نمود. (از منتهی الارب). و رجوع به عضین شود. || گروه و پاره. (منتهی الارب). پاره از چیزی. (ترجمان القرآن جرجانی). || درخت خاردار بزرگ و دراز. (از منتهی الارب). یکدانه عضاه. (از اقرب الموارد). عضاهة. رجوع به عضاه شود.
کلمات همقافیه با «عضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر