معنی عضباء
5 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعضب. (از اقرب الموارد). رجوع به اعضب شود. || شاة عضباء و ناقة عضباء؛ گوسپند و شتر مادهٔ گوش شکافته. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گوش اسب که بریدگیش از ربع گذشته باشد. || گوسپند مغزشاخ شکسته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ عَ ] (اِخ) لقب ناقهٔ رسول اللََّه (ص) باآنکه شکافته گوش نبود، و این لقب بجهت نجابت آن بوده است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عضبا. و رجوع به عضبا شود.
کلمات همقافیه با «عضباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر