معنی عصوف
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) باد تند. (منتهی الارب). باد سخت. (دهار). || ناقة عصوف و نعامة عصوف؛ شتر ماده و شترمرغ شتاب رو، که تشبیه به باد شده اند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شتر تیزرو. (دهار). ج، عُصُف. (اقرب الموارد).[ عُ ] (ع مص) سخت وزیدن باد. (منتهی الارب) (ترجمان القرآن جرجانی) (دهار). باد سخت جستن. (تاج المصادر بیهقی). سخت جستن باد. (المصادر زوزنی). سخت شدن باد. (از اقرب الموارد). || کسب کردن جهت عیال. || بردن و هلاک کردن جنگ گروهی را. || بشتافتن و سرعت نمودن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَصف. و رجوع به عصف شود.[ عُ ] (ع اِمص) تیرگی. (منتهی الارب). کدّ و رنج، و برخی آن را «کدر» و تیرگی نوشته اند. (از اقرب الموارد). || (اِ) می. (منتهی الارب). خُمور، و ظاهراً مفرد آن عَصف است. (از (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عصوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر