معنی عصمتی
7 بازدید
[ عِ مَ ] (ص نسبی) منسوب به عصمة و عصمت. باعصمت. دارای عصمت و حفاظ. رجوع به عصمت و عصمة و عصمتیان شود.[ ] (اِخ) دختر قاضی سمرقند. از زنان شاعر فارس بود و اشعار نیکویی بزبان فارسی دارد. (از اعلام النساء از مشاهیر النساء محمد ذهنی).
کلمات همقافیه با «عصمتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر