معنی عصمت

معنی عصمت

6 بازدید
[ عِ مَ ] (ع اِمص) عصمة. پاکدامنی و نبناد و ناآلودگی به گناه. (ناظم الاطباء). نگاهداری نفس از گناه. (فرهنگ فارسی معین). بازداشتن خود را از گناه، و به اصطلاح اطلاق این لفظ بر پاکی است که از ابتدای وجود تا انتهای عمر گناه کبیره خصوصاً زنا نکرده باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). در مورد عصمت ملائکه اختلاف نظر است و برخی آن را موجود می دانند و برخی آن را نفی می کنند، و هر یک از دو فرقه را دلایلی است. اما در مورد وجوب عصمت انبیا، جمیع ملل و شریعت ها اتفاق نظر دارند، جز اینکه آن را در برخی امور لازم می دانند و در برخی جایز، و هر کدام را دلایلی است. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و شرح مواقف و شرح طوالع شود. بی گناهی. عفاف. عفت. خودداری. خویشتن داری. و رجوع به عصمة شود: یونان که بود مادر یونس ز بطن حوت یادی نکرد و کرد ز عصمت جهان بخود. دقیقی. ایزد عز ذکره ما را و همهٔ مسلمانان را در عصمت خویش نگاه دارد. (تاریخ بیهقی ص ۲۵۴). ز رحمت مصور ز حکمت مقدر به نسبت مطهر به عصمت مشهر. ناصرخسرو. دانش من گواه عصمت اوست بشنو آنچ این گواه میگوید.خاقانی. عقل و عصمت که مرا تاج فراغت دادند بر سر منصب دیوان شدنم نگذارند.خاقانی. عصمتیان در حرمش پردگی عصمت از او یافته پروردگی.نظامی. پشت دار جمله عصمتهای من گوئیا هستند خود اجزای من.مولوی. چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود. حافظ. - زن باعصمت؛ زن پاکدامن که دامن آن به هیچگونه فسق و فجور و معصیتی آلوده نشده باشد. (ناظم الاطباء). - بی عصمت؛ بی ناموس. بدکار. - بی عصمتی؛ گناهکار بودن. نداشتن عصمت. زشتکاری. - عصمت کبری؛ لقب فاطمهٔ زهراء سلام اللََّه علیها. (ناظم الاطباء). - عصمت مقومه، عصمت مؤثمه. رجوع به عصمةالمقومة و عصمةالمؤثمة در ترکیبات عصمة شود. || نگهداری. نگهبانی. محافظت : بخشاینده ای که تار عنکبوت را سد عصمت دوستان کرد. (کلیله و دمنه). اعتمادی دارد او بر عصمت بخت آنچنانک هر سلاحی در خزانهٔ او بیابی جز سپر. سنائی. گفتی این مرسوم هر سالست اینک سال شد ظن مبر کز دادن مرسوم اندر عصمتی. سوزنی. نه از بادیه بل ز طوفان نوح به کشتیّ عصمت درون آمدیم.خاقانی. || پیوستگی. استحکام. پناه : بنده ز بی دولتی نیست به حضرت مقیم دیو ز بی عصمتی نیست به جنت مکین. خاقانی. عقدهٔ الفت و عصمت مستحکم شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۳). || در نزد اشاعره، اینست که خداوند گناهی را در بنده نیافریند، چه آنان تمام اشیاء را از ابتدا به فاعل مختار اسناد میدهند، و نیز آنان گویند عصمت عبارت از آفریدن قدرت اطاعت است در بشر، که شامل «لطف» میشود. (از کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به لطف شود. || در نزد حکما، ملکه ای است نفسانی که صاحب خود را از ارتکاب فسق و فجور و گناهان بازمیدارد، و آن بسبب اعتقاد آنها است به ایجاب و قائل بودن به استعداد قوابل. (از کشاف اصطلاحات الفنون). || (اصطلاح حقوق جزا) مانند اصطلاح «هتک ناموس» در جرائم راجع به مواقعه استعمال میشود، بر خلاف اصطلاح «منافیات عفت» که در اعم از مواقعه و غیر آن استعمال شده است. (از فرهنگ حقوقی).
[ عِ مَ ] (اِخ) (خواجه...) نام او خواجه عصمةاللََّه بخاری، مشهور به خواجه عصمت است. وی شاعری ایرانی بود و در عهد تیموری میزیست. در نظم اشعار پیرو امیرخسرو دهلوی بود و مضامین و معانی او را عیناً در اشعار خود نقل میکرد. یکی از فاضلان دربارهٔ او چنین گفته است : میرخسرو را علیه الرحمه شب دیدم بخواب گفتمش: عصمت تو را یک خوشه چین خرمن است شعر او چون بیشتر از شعر تو شهرت گرفت؟ گفت: باکی نیست شعر او همان شعر من است. عصمت قصیده ای در رثای امیر تیمور ساخته است به مطلع ذیل: ای فلک خرگاه ویران کن که سلطان غایبست تخت گو بر خاک بنشین، چون سلیمان غایبست. میرزا خلیل سلطان بجهت این قصیده او را انعام و احسان فراوان کرد. وفات خواجه عصمت بسال ۸۲۹ هـ .ق. رخ داد. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به رجال حبیب السیر و مجالس النفائس شود.

کلمات هم‌قافیه با «عصمت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید