معنی عصلة
6 بازدید
[ عَ صَ لَ ] (ع اِ) یکی عَصَل. (منتهی الارب). واحد عصل، یعنی یک درخت دفلی. (از اقرب الموارد). رجوع به عَصَل شود.[ عَ صِ لَ ] (ع ص) شجرة عصلة؛ درخت کژ. (منتهی الارب). مؤنث عَصِل، یعنی اسبی که دچار عَصَل است. ج، عِصال و عُصل. (از اقرب الموارد). رجوع به عَصِل شود.
کلمات همقافیه با «عصلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر