معنی عصاوید

معنی عصاوید

6 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) جِ عِصواد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عصواد شود. || تشنگان، گویند: ابل عصاوید؛ یعنی شتران تشنه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ابر سطبر درهم پیوسته. (منتهی الارب). || درهم افتاده. گویند: جاءت الابل و الخیل عصاوید؛ هرگاه بر همدیگر سوار باشند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || تاریکی بسیار و توبرتو. || عصاوید الکلام؛ آنچه پیچیده باشد از کلام. (منتهی الارب). سخن درهم افتاده. (از اقرب الموارد). || قوم عصاوید فی الحرب؛ گروه درهم پیوسته همه اقران خود را. (منتهی الارب). گروهی که در جنگ با اقران خود در هم پیچیده باشند. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «عصاوید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید