معنی عصاقیل
7 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جِ عُصقول. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به عصقول شود. || گردبادها. (منتهی الارب). اعاصیر: هبت العصاقیل؛ گردبادها وزید. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عصاقیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر