معنی عصاری
6 بازدید
[ عَ صْ صا ] (حامص) شغل و عمل عصار. روغنگری. || (اِ مرکب) دکانی که در آن روغن گیرند و فروشند. (فرهنگ فارسی معین). دکان عصاری. - اسب (گاو) عصاری؛ اسب یا گاوی که با چشم بسته دور دستگاه روغنگری گردانند تا آن را بکار اندازد. (فرهنگ فارسی معین). - چرخ عصاری؛ دستگاهی است برای روغن کشی، و آن مرکب است از استوانه ای چوبین به قطر ۲ تا ۳ متر و ارتفاع یک متر که در زمین نصب کنند. سطح فوقانی استوانه بطور محدب (بشکل قیف) تراشیده شده. تیری ضخیم به ارتفاع ۶ تا ۷ متر که انتهای آن تراشیدگی دارد و مطابق دهانهٔ پایین استوانه است در آن استوانه قرار میدهند. به انتهای تیر رشته ای چرمین می بندند و سر رشته را بگردن اسبی یا گاوی که در کنار استوانه ایستاده، بندند. اسب یا گاو را به حرکت دورانی وامیدارند. تیر بطور منحنی در داخل استوانه بگردش درمی آید و دانه ها (مانند خشخاش و کنجد و پنبه دانه یا چیز دیگر) را که در اطراف دهانه ریخته خرد میکند و روغن آنها را میگیرد. در ته دهانهٔ استوانه سوراخی است که انتهای آن سطح خارجی استوانه است. روغن از آن سوراخ خارج میشود و در ظرفی که زیر آن قرار دارد ذخیره میگردد. وقتی ظرف پر شد آن را برمیدارند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عصاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر