معنی عشوهساز
6 بازدید
[ عِ شْ وَ / وِ ] (نف مرکب) عشوه سازنده. دلربا و دلفریب. (ناظم الاطباء). آنکه عشوه بکار برد. عشوه کار. عشوه زن. (فرهنگ فارسی معین): هفت و نه این صنم عشوه ساز عقل فریب آمد و برنانواز.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «عشوهساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر