معنی عشوشة
6 بازدید
[ عُ شَ ] (ع مص) لاغر و باریک گردیدن اندام. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عَشاشة. عَشَش. رجوع به عشاشة و عشش شود.
کلمات همقافیه با «عشوشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر