معنی عشقه

معنی واژه عشقه

16 بازدید
[ عَ شَ قَ / قِ ] (از ع، اِ) نوعی از لبلاب است به عربی، و بفارسی عشق پیچان خوانند. گویند لبن آن یعنی شیر آن موی را بسترد و شپش را بکشد. (برهان) (آنندراج). نباتی است مثل لبلاب و بسیار کم برگ و شاخه های او بغایت از لبلاب قوی تر و درازتر، و بهر درختی که پیچد خشک کند لهذا عشق مشتق از اوست، و تخمش شبیه به حلبه و از آن کوچکتر، و در تنکابن لو نامند، و بعضی از اطبای این زمان تخم او را کشوت دانسته اند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). گیاهی است بالارونده از تیرهٔ عشقه ها که از گیاهان نزدیک به تیرهٔ چتریان می باشد و جزو دولپه ایهای جداگلبرگ است. این گیاه از دیوار یا گیاهان اطراف خود بالا میرود و معمولاً دور تکیه گاه خود می پیچد. برگهایش متناوب و گلهایی به رنگ زرد مایل به سبز دارد. میوه اش پس از رسیدن به رنگ سیاه درآید و درون آن نیز بتعداد متغیر دانه وجود دارد. میوهٔ عشقه دارای اثر مسهلی است ولی خالی از سمیت هم نیست. در نقاط گرم نواحی بحرالرومی از ساقهٔ مسن این گیاه بطور خودبخود یا با ایجاد شکاف رِزین مخصوصی خارج میگردد که سابقاً تحت نام صمغ عشقه بعنوان قاعده آور مصرف میگردید. در انساج این گیاه گلوکز یدی بنام هدرین موجود است که دارای اثر قی آور و مسهل است. دم کردهٔ برگ آن نیز اثر قاعده آور دارد. این گیاه در اکثر نقاط ایران خصوصاً نواحی شمالی بوفور میروید. توضیح اینکه در برخی کتب کلمهٔ لبلاب را مرادف با عشقه ذکر کرده اند ولی اشتباه است و لبلاب فقط مرادف با انواع نیلوفر باغی و نیلوفر صحرایی است که جزو تیرهٔ پیچک ها و جزو دولپه ایهای پیوسته گلبرگ است. (فرهنگ فارسی معین). درختی است که سبز گردد سپسِ آنکه باریک و زرد گردد. ج، عَشَق. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پاپیتال. پاپیتال معمولی. حبل المساکین. برشن. بقلةالباردة. تال. اخفاک. قسوس. داردوست. دردوس. تویجه لی. ولگ. ولگم. بلگم. تبج. لشک. ولو. بلو. بلوه. لکو. صارمشق. چاندنی بیل. لبلاب کبیر. حلبلاب. مهربانک. عشق پیچان. پویچه. و رجوع به پیچک و داردوست شود. - تیرهٔ عشقه ها؛ تیره ای از گیاهان دولپه ای جداگلبرگ که دارای گل آذینی با چترهای ساده و برگهای پهن و پنجه ای و ساقهٔ قلابدار است که معمولاً به درختان دیگر می پیچند و از آنها بالا میروند و چون در محل اتکا به درخت پایه ریشهٔ فرعی خارج میکنند و مواد غذائی درخت پایه را می مکند از اینجهت مضرند زیرا درختان پایه را خشک میکنند و نیز اگر بدیوار بچسبند چون ریشه های فرعی آن در دیوار فرومیروند دیوار را خراب میکنند. نوع مهم گیاهان این تیره عشقه است. (فرهنگ فارسی معین). - عشقهٔ استرالیائی ؛ نوعی عشقه که برخلاف عشقهٔ معمولی پیچ نیست و به دور گیاهان نمی پیچد. - عشقهٔ زمینی؛ گیاهی است که آن را علف چای و هزارچشم نامند. (از فرهنگ فارسی معین). - عشقهٔ معمولی؛ عشقه که نوعی گیاه است. (از فرهنگ فارسی معین). رجوع به عشقه شود. || اراکة، و یک درخت اراک. (از اقرب الموارد).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید