معنی عشد
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) گرد آوردن چیزی را. (از منتهی الارب). جمع کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عشد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شد» برای سرودن شعر