معنی عشة
10 بازدید
[ عَ شْ شَ ] (ع اِ) درخت کم شاخ باریک شاخ در جای خراب رسته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زمین درشت و خشک. (منتهی الارب). زمین کم درخت، و گویند زمین سخت. || نخل، هرگاه سعف و برگ آن اندک گردد و انتهای آن باریک شود. (از اقرب الموارد). || (ص) زن باریک استخوان دست و پا. (منتهی الارب). مؤنث عش، یعنی زن درازقد و اندک گوشت، و یا زنی که استخوانهای دست و پای او دقیق و ریزه باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به عَشّ شود.[ عَ شْ شَ ] (اِخ) از قرای ذمار است در یمن. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر