معنی عشاری

معنی واژه عشاری

7 بازدید
[ عَ ری ی ] (ع اِ) جِ عَشراویّة. رجوع به عشراویة شود.
[ عُ ری ی ] (ع ص) هر چیز که درازای آن ده ذراع باشد. (ناظم الاطباء): ثوب عشاری؛ پارچهٔ ده دستی. (منتهی الارب). پیراهنی که طول آن ده ذراع باشد. غلام عشاری؛ پسر ده ساله، و در تأنیث عشاریة شود. (از اقرب الموارد). || نام صنعت شعری. (غیاث اللغات) (آنندراج).
[ عُ ] (ص نسبی) منسوب به ابوطالب محمدبن علی بن فتح بن محمدبن علی حربی، مشهور به ابن العشاری بغدادی، و آن لقب جد او بود. وی به سال ۳۶۶ هـ .ق. متولد شد و در سال ۴۵۱ درگذشت. (از اللباب فی تهذیب الانساب). و رجوع به الانساب سمعانی شود.
[ عُ ری ی ] (اِخ) نام او حسین بن علی بن حسن بن محمد عشاری است. وی فقیه و اصولی و از اهالی بغداد بود. بسال ۱۱۵۰ هـ .ق. متولد شد و در فقه شافعی تسلط بسیار یافت بطوری که او را شافعی صغیر لقب دادند. بسال ۱۱۹۴ هـ .ق. برای تدریس از بغداد به بصره رفت و به سال ۱۱۹۵ هـ .ق. در آنجا درگذشت. او راست: دیوان شعر، حاشیه به شرح حضرمیهٔ ابن حجر، تعلیقات بر جمع الجوامع محلی. او را خطی خوش بود و کتابهای بسیاری استنساخ کرده است. نسبت وی به عُشارة شهری از خابور است. (از الاعلام زرکلی از المسک الاذفر).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید