معنی واژه عشاء
8 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) طعام شبانگاهی. (منتهی الارب). طعام شبانگاه. (دهار). شام، و غذا که به شب خورند. (یادداشت مؤلف). طعام شب، در مقابل غداء. (از اقرب الموارد). ج، أعشیة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ عِ ] (ع اِ) اول تاریکی شبانگاه که مابین مغرب و عتمة باشد. و یا از زوال آفتاب تا طلوع فجر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). شبانگاه. (ترجمان القرآن جرجانی). وقت نماز خفتن، و از نماز شام تا نماز خفتن. (دهار). - صلاتاالعشاء؛ نماز مغرب و نماز عتمة. (از منتهی الارب). - صلاةالعشاء؛ نماز خفتن : {/Bوَ مِنْ بَعْدِ صَلاََةِ اَلْعِشََاءِ ثَلاََثُ عَوْرََاتٍ لَکُمْ ... ۲۷-۳۴۲۴:۵۸/}(قرآن ۲۴/۵۸)؛ و پس از نماز خفتن سه عورت است مر شما را. - عشاء آخر (آخرة)؛ وقت نماز خفتن. (از مهذب الاسماء) (ازدهار). - عشاء اول (اولی ََ)؛ وقت نماز شام. (از مهذب الاسماء) (از دهار). - نماز عشاء؛ نماز بعد از نماز مغرب، و آن چهار رکعت است. (یادداشت مرحوم دهخدا). در شرع، یکی از نمازهای روزانه است، و آن نمازی است واجب با چهار رکعت که وقت ادای آن پس از نماز مغرب است تا نصف شب شرعی. (فرهنگ فارسی معین). صلاةالعشاء. نماز خفتن.