معنی عسن

معنی عسن

6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) درازی با خوبی موی و حسن سپیدی. (منتهی الارب). طول همراه با حسن موی و سپیدی. (از اقرب الموارد). || پیه. (منتهی الارب). شحم. (اقرب الموارد). پیه کهنه. (مخزن الادویة). || همتا و مانند. (منتهی الارب).
[ عَ ] (ع اِ) درازی با خوبی موی و حسن سپیدی. (منتهی الارب). طول همراه با حسن موی و سپیدی. (از اقرب الموارد). || پیه. (منتهی الارب). شحم. (اقرب الموارد). پیه کهنه. (مخزن الادویة). || همتا و مانند. (منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) نام جایگاهی است مشهور. (از معجم البلدان).
[ عَ سَ ] (ع مص) گوارا شدن آب و علف شتران را و فربه شدن آنها. (از ناظم الاطباء): عسن الکلأ و الرعی فی الدابة؛ علف و چرا در آن چهارپا سود بخشید و فربه گشت. (از اقرب الموارد).
[ عَ سَ ] (ع مص) گواریدن آب و علف و درخوردن آن در ستور. (منتهی الارب). گوارائی آب و علف و درخور آن برای ستور. (ناظم الاطباء). عُسُن. رجوع به عسن شود.
[ عَ سِ ] (ع ص) ستور به اندک علف بسندکننده و اندک پذیر. (منتهی الارب). دابهٔ شکور. (از اقرب الموارد).
[ عِ ] (ع اِ) همتا و مانند. (منتهی الارب). مثل و نظیر. (اقرب الموارد). || پیه. (منتهی الارب). شحم. (اقرب الموارد). ج، أعسان. (منتهی الارب): سمنت الدابة علی عسن؛ آن چهارپا بر شحم و پیهی که پیش ازین بوده است فربه گشت. (از اقرب الموارد).
[ عُ ] (ع اِ) فربهی و پیه. (منتهی الارب). سمن و شحم. (اقرب الموارد). || پیه دیرینه. (منتهی الارب): سمنت الدابة علی عسن؛ آن چارپا بر شحم و پیهی که پیش ازین بوده است، فربه گشت. (از اقرب الموارد). || همتا و مانند. (منتهی الارب).
[ عُ سُ ] (ع مص) گواریدن آب و علف و درخوردن آن در ستور. (منتهی الارب). گوارائی آب و علف و درخور آن برای ستور. (ناظم الاطباء). سود رساندن علف برای چارپا. (از اقرب الموارد). || (اِ) پیه کهنه. (غیاث اللغات). پیه دیرینه. (منتهی الارب). شحم قدیم. اُسُن. (از اقرب الموارد): سمنت الدابة علی عسن؛ آن چارپا بر شحم و پیهی که پیش ازین بوده است فربه گشت. (از اقرب الموارد). || فربهی. (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عسن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید