معنی عسل بلادر
6 بازدید
[ عَ سَ لِ بَ دُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رطوبت سیاه چسبنده است که از بلادر برمی آید در حین فشار، و آن را دهن بلادر نیز نامند. (از مخزن الادویة). شیرهٔ بلادر. عسل البلادر. عسل انقردیا. رجوع به عسل البلادر و بلادر شود: و عسل بلادر برباید نهاد تا ریش گردد و پس ریش را به مرهم علاج کردن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «عسل بلادر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر