معنی عسراء
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعسر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زنی که با دست چپ کار کند. (ناظم الاطباء). ج، عُسر، عُسران. (اقرب الموارد). - عسراء یَسَرة؛ تأنیث أعسر یَسَر، و آن را عسراء یسراء نگویند. (از اقرب الموارد). زنی که با هر دو دست برابر کار میکند. (ناظم الاطباء). || عقاب عسراء؛ عقاب که پرهای نوک بال آن سپید باشد، و عقاب که پرهای جانب چپ آن بیشتر باشد نسبت به راست. (از منتهی الارب). عقابی که در بالهای آن قوادم سپیدی باشد، و آنکه پرهای سمت چپ آن بیش از سمت راست باشد. (از اقرب الموارد). || (اِ) پر سفید نوک بال. (منتهی الارب). قادمهٔ سپیدرنگ. (از اقرب الموارد).[ عَ ] (اِخ) نام مادر علی بن محمدبن عیسی خیاط، که ضعیف الروایه است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عسراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر