معنی عسد
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) سیر کردن و رفتن. || سخت تافتن رسن را. (از منتهی الارب): عسد الحبل؛ ریسمان را به سختی تافت. (از اقرب الموارد). || گائیدن. (از منتهی الارب). || (اِ) ببر، و برخی آن را به این معنی صحیح نمیدانند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عسد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سد» برای سرودن شعر