معنی عسبر
6 بازدید
[ عُ بُ ] (ع اِ) پلنگ. (منتهی الارب). نمر. (اقرب الموارد). نمر نر. (مخزن الادویة). ج، عَسابر. || (ص) ناقة عسبر؛ ناقهٔ شدید و سخت و سریع. (از اقرب الموارد). عُسبور. عسبرة. و رجوع به عسبرة و عسبور شود.
کلمات همقافیه با «عسبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر