معنی عساقل
6 بازدید
[ عَ قِ ] (ع اِ) جِ عَسقَل. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به عسقل شود. || پاره های ابر جداگانه. (منتهی الارب). قطعات پراکنده از ابر. || سراب. (از اقرب الموارد). عَساقیل. و رجوع به عساقیل شود.
کلمات همقافیه با «عساقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر