معنی عساف
7 بازدید
[ عَ سْ سا ] (ع ص) سخت گیرنده. (ناظم الاطباء). شدیدالعسف، یعنی سخت ظلم و ستم. (از اقرب الموارد).[ عُ ] (ع مص) نزدیک به مرگ رسیدن شتر از غده و طاعون، پس لرزیدنْ گرفتنِ گلوی آن و دم سخت برآوردن بشتاب. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). عُسوف. عُسوفة. رجوع به عسوف و عسوفة شود.[ عُ ] (ع ص) ناقهٔ طاعون زده. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) بیماریی است که شتران را از غده دچار میشود، و گویند آن هنگامی است که حنجرهٔ شتر از نفس کشیدن بلرزد، و آن در شتر مانند نزع است در انسان. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عساف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر