معنی عساف

معنی عساف

7 بازدید
[ عَ سْ سا ] (ع ص) سخت گیرنده. (ناظم الاطباء). شدیدالعسف، یعنی سخت ظلم و ستم. (از اقرب الموارد).
[ عُ ] (ع مص) نزدیک به مرگ رسیدن شتر از غده و طاعون، پس لرزیدنْ گرفتنِ گلوی آن و دم سخت برآوردن بشتاب. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). عُسوف. عُسوفة. رجوع به عسوف و عسوفة شود.
[ عُ ] (ع ص) ناقهٔ طاعون زده. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِمص) بیماریی است که شتران را از غده دچار میشود، و گویند آن هنگامی است که حنجرهٔ شتر از نفس کشیدن بلرزد، و آن در شتر مانند نزع است در انسان. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عساف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید