معنی عسارة
6 بازدید
[ عَ رَ ] (ع مص) دشوار گردیدن. (از منتهی الارب). ضد یسر. (از اقرب الموارد). || تنگ و سخت گردیدن زمان. || دشوار شدن زادن بچه برای زن. || بیرون نیامدن آنچه در شکم بود. || خلاف کردن. (از منتهی الارب). عُسر. رجوع به عسر شود.
کلمات همقافیه با «عسارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر