معنی عساء
7 بازدید
[ عَ ] (ع مص) درشت و خشک گردیدن نبات و سطبر شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). سخت خشک شدن. (تاج المصادر بیهقی). عَسی ََ. (اقرب الموارد). و رجوع به عَسی ََ شود. || نیک تاریک گشتن شب. (از منتهی الارب). سخت شدن تاریکی شب. (از اقرب الموارد). || بزرگ سال گردیدن و مسن شدن. (از اقرب الموارد). عسو [ عَ سْ وْ / عُ سُ وو ] . رجوع به عسو شود.[ عَ ] (ع اِ) قدح بزرگ. (منتهی الارب) (آنندراج). عُسّ. و رجوع به عس شود.
کلمات همقافیه با «عساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر