معنی عزیمه کردن
8 بازدید
[ عَ مَ / مِ کَ دَ ] (مص مرکب) افسون کردن و جادوی کردن و بکار بردن جادوی را. (از ناظم الاطباء). رجوع به عزیمة و عزیمه و عزیمت و عزائم شود.
کلمات همقافیه با «عزیمه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر