معنی عزیزخور
7 بازدید
[ عَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) خورندهٔ عزیز. که گرامی و ارجمندی را از میان بردارد و بخورد و فروبرد: وی خاک عزیزخور به خواری تن را عوض از جفات جویم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عزیزخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر