معنی عزیزالدین
6 بازدید
[ عَ زُدْ دی ] (اِخ) احمدبن حامدبن محمدبن عبداللََّه، مکنی به ابونصر. عم عماد کاتب اصفهانی. رجوع به احمد (ابن حامدبن...) شود.
کلمات همقافیه با «عزیزالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر