معنی عزوز
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) ناقه ای که سوراخ پستانش تنگ باشد، و نیز گوسفند. (از منتهی الارب). ماده شتر تنگ احلیل، چنانکه گویند: ما العزوز کالفتوح؛ یعنی ناقهٔ تنگ احلیل چون ناقهٔ گشاداحلیل نیست. (از اقرب الموارد). ج، عُزُز. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). - فلان عنز عزوز لها درجم؛ یعنی او بسیارمال و شحیح و بخیل است. (از اقرب الموارد).[ عُ ] (ع مص) تنگ پستان شدن ناقه. (از منتهی الارب). «عَزوز» گشتن ماده شتر. (از اقرب الموارد). عِزاز. و رجوع به عزاز شود. || قوی گردیدن. (از منتهی الارب). عِزاز. رجوع به عزاز شود.
کلمات همقافیه با «عزوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر