معنی عزلت گزیدن
8 بازدید
[ عُ لَ گُ دَ ] (مص مرکب) گوشه نشینی اختیار کردن. ترک مراوده با مردمان نمودن و به عبادت پروردگار مشغول شدن. (ناظم الاطباء): چون شترمرغیّ ما سیمرغ دید لاجرم از ننگ ما عزلت گزید.عطار. بقیهٔ عمر در گوشه ای نشینم و عزلت گزینم. (گلستان). به کنج غاری عزلت گزینم از همه خلق گر آن لطیف جهان یار غار ما باشد.سعدی.
کلمات همقافیه با «عزلت گزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر