معنی عزلاء
6 بازدید
[ عَ ] (عِ ا) سرین و کون. (منتهی الارب). اِست. (اقرب الموارد). || دهان و جای ریزش آب از مشک و مانند آن، و دهان زیرین توشه دان. (منتهی الارب). مصب و جای ریزش آب از مشک و مانند آن، زیرا آن در یکی از دو گوشهٔ توشه دان و مشک قرار دارد نه در وسط آن. (از اقرب الموارد). ج، عزالی [ عَ / عَ لا ] . (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || (ص) مؤنث أعزل. (اقرب الموارد). رجوع به اعزل شد.[ عَ ] (اِخ) اسپی است مر بنی جعفربن کلاب را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عزلاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر