معنی عزرائیل

معنی عزرائیل

6 بازدید
[ عِ ] (اِخ) نام ملک الموت، و آن لغتی است عبرانی. (از اقرب الموارد). ملک مقرب است و او بندهٔ خداست، و عزرا در زبان سریانی بنده است و ئیل نام خدای تعالی، و او قابض ارواح است. (غیاث اللغات). فرشتهٔ مرگ. (دهار). ملک الموت و قابض ارواح که بفارسی جانشکر و جانگیر نیز گویند. (ناظم الاطباء). هادم اللذات. مفرق الجمعیات. مفرق الجماعات. فرشتهٔ جان ستان. ابویحیی. بویحیی : گرفتم رگ اوداج و فشردمْش به دو چنگ بیامد عزرائیل و نشست از بر من تنگ. حکاک مرغزی. از تو زایل نگشت علت جهل چون طبیبیت کرد عزرائیل.ناصرخسرو. توهم هست عزرائیل و فضلت هست میکائیل چو اسرافیل شد منطق خرد جبریل باطیران. ناصرخسرو. زال پنداشت هست عزرائیل بانگ برداشت پیش گاو نبیل.سنائی. آن بیلک جبرئیل پرّت عزرائیل است جانوران را.خاقانی. تو فرشته آسمانی یا پری یا تو عزرائیل شیران نری.مولوی. روز دیگر وقت دیوان لقا شه سلیمان گفت عزرائیل را.مولوی. - امثال: اسم عزرائیل بد رفته است ؛ با بی احتیاطیها که در امر حفظ صحت میکند مردن او ناگزیر است و بر ملک الموت تهمت مرگ خویش می نهد. نظیر: ماهی و ماست! عزرائیل میگوید باز هم تقصیر ماست ؟ (امثال و حکم دهخدا). عزرائیل بدنام است ؛ مردمان بیشتر به علت افراطها و بی احتیاطی ها میرند و گمان برند که عمر آنان برسیده است. (امثال و حکم دهخدا). عزرائیل میگوید باز هم تقصیر ماست ؟ رجوع به مَثَلِ «اسم عزرائیل بد رفته است» شود. موی عزرائیل به تنش هست ؛ مهیب و سهمناک است. (امثال و حکم دهخدا). - مثل عزرائیل؛ مهیب. (امثال و حکم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «عزرائیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید