معنی عزایمخوان
5 بازدید
[ عَ یِ خوا / خا ] (نف مرکب) افسونگر. کسی که عزیمه میخواند که لبلاب نیز گویند. (ناظم الاطباء). افسونگر. (آنندراج): عزائم خوان اگر خود را بسوزد جای آن دارد که از یک شیشه می تسخیر کردم آن پری رو را. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عزایمخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر