معنی عزان

معنی عزان

6 بازدید
[ عَ زْ زا ] (اِخ) قلعه ای است بر فرات. (منتهی الارب). شهری است بر رود فرات ازآنِ زباء، و خواهر او شهری در مقابل آن داشت بنام عدان. (از معجم البلدان).
[ عَ زْ زا ] (اِخ) از قلاع ریمة است در یمن. (از معجم البلدان).
[ عَ زْ زا ] (اِخ) ابن تمیم خروصی ازدی. از پیشوایان اباضیه در عمان بود. بسال ۲۷۷ هـ .ق. پس از خلع شدن راشدبن نضر، در نزوی با وی بیعت شد. در ایام حکومت پیوسته با فتنه ها و حوادث دست بگریبان بود و سرانجام به سال ۲۸۰ هـ .ق. به دست محمدبن بور، عامل معتضد عباسی در بحرین، بقتل رسید و سر او به بغداد فرستاده شد. (از الاعلام زرکلی از تحفةالاعیان ج ۱ ص ۱۹۳).
[ عَ زْ زا ] (اِخ) ابن قیس بن عزان بن قیس بن احمدبن سعید بوسعیدی. از امامان عمان. بسال ۱۲۸۵ هـ .ق. پس از خلع سلطان سالم بن ثوینی، با وی در مسقط بیعت شد و رایتهای سپید که شعار خاندان او بود برافراشته گشت. امامت وی بیست وهشت ماه و نیم بطول انجامید و در این مدت وی غالب متصرفاتی را که به دست امیرزادگان افتاده بود بازستاند و مردم در عصر کوتاه امامت او در راحتی میزیستند و سرانجام بسال ۱۲۸۷ هـ .ق. به دست ترکی بن سعیدبن سلطان بقتل رسید. (از الاعلام زرکلی از تحفةالاعیان ج ۲ و عمان و الساحل الجنوبی للخلیج الفارسی ص ۳۸).

کلمات هم‌قافیه با «عزان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید