معنی عزازة
6 بازدید
[ عَ زَ ] (ع مص) ارجمند گردیدن. (از منتهی الارب). عزیز شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). ارجمند شدن. (المصادر زوزنی). || قوی شدن بعدِ خواری. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نایافت شدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || سخت آمدن چیزی بر کسی. (المصادر زوزنی). || (اِمص) کثرت و قوت. (آنندراج). عِزّ. رجوع به عز شود.[ عِ زَ ] (ع ص، اِ) جِ عزیز. (منتهی الارب). رجوع به عزیز شود.
کلمات همقافیه با «عزازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر