معنی عزاداری
6 بازدید
[ عَ ] (حامص مرکب) سوکواری. زاری. عزاپرستی. اشتغال به سوک. مصیبت. تعزیت. (ناظم الاطباء). اقامهٔ مراسم عزا. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «عزاداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر