معنی عزائم
7 بازدید
[ عَ ءِ ] (ع اِ) عزایم. جِ عزیمة. (اقرب الموارد) (دهار) (منتهی الارب). رجوع به عزیمة شود. ارادهٔ قوی. قصد. آهنگ : عرفت اللََّه بفسخ العزائم و نقض الهمم (نهج البلاغه)؛ خداوند را از گسیختن اراده ها و تصمیمات و نقض کردن همت ها و قصدها شناخته ام. که رایهای وی دیگر بود و عزائم وی. (تاریخ بیهقی ص ۱۱۵). معالی خصال ملوک اسلاف... قبلهٔ عزایم میمون داشته است. (کلیله و دمنه). عزایم شاهانه را بامداد فتح مبین... مؤید گردانیده. (کلیله و دمنه). آن لایق تر که به امضای عزائم در امور مبهم و مهمات معظم تعجیل فرموده نشود. (سندبادنامه ص ۲۵۷). روایع اقبال طلایع عزایم او را استقبال می نمود. (جهانگشای جوینی). چون نوبت زوال دولت ایشان دررسید نه حیلت و عزایم و آراء ایشان را دستگیری توانست کرد و نه غلبهٔ... (جهانگشای جوینی). حوادث دهر بوقلمون مطابق و موافق عزائم همایون... بود. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی). || آن آیات قرآنی که بر آفات رسیدگان خوانند به امید به شدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آیات قرآن مجید که برای شفای بیمار خوانند. (غیاث اللغات) (آنندراج): آفات دیو را بفضایل عزایمند وَاعراض علم را بمعانی جواهرند. ناصرخسرو. - عزائم السجود؛ سوره هایی از قرآن مجید که سجدهٔ واجب در آنهاست. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). چنانکه گویند: لیست سجدة «ص» من عزائم السجود؛ یعنی سجدهٔ سورهٔ «ص» از سجده های واجب نیست ولی پیغمبر (ص) به پیروی از داود (ع) سجدهٔ آن را بجای می آورد. (از منتهی الارب). - عزائم اللََّه؛ فرایضی که خداوند آنها را بر بندگان خود واجب کرده است. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). - عزائم المغفرة، عزائم الغفران؛ اعمال و خصالی که بدان مغفرت مؤکد گردد. (منتهی الارب): از حضرت خواجه عزیزان علیه عزایم الغفران منقول است. (انیس الطالبین ص ۴۷). || افسونها. (منتهی الارب). افسونها و ادعیه که برای احضار جنیان و پریان خوانند. (غیاث اللغات) (آنندراج). هیپنوتیزم. (یادداشت مرحوم دهخدا): چو هنگام عزایم زی معزم به تک خیزند ثعبانان ریمن.منوچهری.
کلمات همقافیه با «عزائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر