معنی عریق
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مرد صاحب عِرق و اصل در کرم و در لؤم. (منتهی الارب). در مردمان و در اسبان، آنکه او را رگی در کرم و در پستی باشد، و مقصود آن است که او کریم یا لئیم است. (از اقرب الموارد). اصیل. نجیب. || غلام عریق؛ پسری نحیف جسم و سبک روح. (از اقرب الموارد).[ عُ رَ ] (اِخ) موضعی است میان بصره و بحرین. (منتهی الارب). جایگاهی است مابین بصره و بحرین. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر