معنی عریف

معنی عریف

6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) دانا و شناسنده. (منتهی الارب). عالم به چیزی. (از اقرب الموارد). || آنکه بشناسد یاران خود را. (منتهی الارب). کسی که اصحاب و یاران خود را بشناسد. (از اقرب الموارد). || کارگزار قوم، و آن پایین تر از رئیس است. و یا رئیس قوم، زیرا بدان شناخته شده است. و در حدیث «العرفاء فی النار» منظور عرفا و رؤسائی است که قصور می کنند و آنچه جایز نباشد مرتکب می شوند. (از منتهی الارب). مهتر مردمان. (زمخشری). قیم و کارگزار کارهای قوم که در آن امر مشهورشده و شناخته باشد. و گویند بمعنی نقیب است که آن پایین تر از رئیس باشد. و گویند عریف رئیس است بر نُفَیر، و منکب رئیس پنج عریف است، آنگاه امیر است که بالاتر از همهٔ اینها باشد. و از آن جمله است عریف در مکتبها، و او پسری است که مراقبت سایر بچه های مکتب را بعهده دارد. (از اقرب الموارد). ج، عُرفاء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): فقال یا فلان لسنا نأکل من طعامک فانک عریف تأکل السحت. (الکنی للدولابی). دیگر آنکه ما را عریف کرده آید که ودیعتی از اینجانب یا نامزد یکی از فرزندان سلطان شود. (تاریخ بیهقی ص ۵۱۸). عَرافة؛ عریف گردیدن. (منتهی الارب).
[ عُ رَ ] (اِخ) ابن ابد. در قبیلهٔ حضرموت است. (از منتهی الارب).
[ عُ رَ ] (اِخ) ابن ابراهیم. محدث بود. (از منتهی الارب).
[ عُ رَ ] (اِخ) ابن ادهم. محدث بود. (از منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) ابن جشم. شاعر فارسی است. (منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) ابن سریع. تابعی است. (منتهی الارب).
[ عَ ] (اِخ) ابن مازن. تابعی است. (منتهی الارب).
[ عُ رَ ] (اِخ) ابن مدرک. محدث بود. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «عریف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید